سایت رمان
دانلود رمان ایرانی و خارجی جدید بدون سانسور
دانلود رمان مخمور شب از نسترن اکبریان  بدون سانسور

دانلود رمان مخمور شب از نسترن اکبریان بدون سانسور pdf رایگان بدون سانسور

از اصطلاح کشیدن تنم مور شد و شالم را بی اختیار جلو تر کشیدم با اخمی که به چهره نشانده بودم
خطابش گرفتم
گفتم که اولین بارمه امیر فرستادم
امیر؟!
از صدای کش دارش سر بلند کرده و دیده به چشمانش که حاله ای از تعجب درونش رسوخ کرده بود.
دوختم.
اره دیگه…..
منم امیرم
لبانم را به دهان کشیدم و به زمین چشم دوختم با پایم لگدی به سنگ ریزه مقابل زدم و در جیبم پول را به دست گرفتم که تا درخواست کرد به او دهم سکوت شب چیزی را در دلم بهم میزد، چیزی مثل ترس و پشیمانی
بگیر بلدی بزنی؟
باز هم از کلامش مو به تنم راست شد و متعجب نگاهش کردم آن گلی که اندازه یک بند انگشت و درون پلاستیک پیچیده بود را از میان انگشتانش قاپیدم و پول را مقابلش گرفتم باز هم نگاه خیره اش را به
چشمانم دوخت و پول را از میان انگشتانم برداشت.
ثانیه ای دیگر به چشمانم خیره شده و پشتش را به من کرد به سمت زیر زمین راه گرفت و صدایش را مهمان گوش هایم ساخت
به سلامت لای در رو باز بذار و زود برو یکم دیگه اینجا پر مردهای ناجور میشه
تابع به سمت خروجی گام برداشتم که صدایش باز هم مرا مجذب خویش کرد:
صبر کن احیانا همون نیستی که ظهر سراغ منو میگرفت؟
روی پاشنه ی پا به سمتش چرخیدم و در چشمان ریز شده اش خیره شدم لبانم را تر کردم و همانند
خودش منعجب گفتم
من؟ نه من اولین باره شما رو میبینم

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
دختری در مسیر زندگی‌اش به گودالی تاریک افتاد. شب‌ها را با اندیشه‌های خاموش می‌گذراند. اما سرنوشت، بی‌صدا نخ‌هایی را به هم گره زد؛ یکی از جنس تجربه، دیگری از جنس آگاهی. و برخوردشان، آتشی از تحول را روشن کرد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: مخمور شب
  • ژانر: ,عاشقانه,اجتماعی
  • نویسنده: نسترن اکبریان
  • ویراستار: سایت رمان
  • طراح کاور: سایت رمان
  • تعداد صفحات: 437
  • منبع تایپ: سایت رمان
  • نازی
لینک کوتاه مطلب:
دیگر نوشته های
درباره سایت
سایت رمان
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.