دختری که زندگیاش معمولی بود، ناگهان در اشتباهی بزرگ وارد دنیای وحشت میشود؛ دنیایی پر از کابوس، شبیه عروسک شدن، رقصیدن به اجبار و تکهتکه شدن. روزهای سیاهی را پشت سر میگذارد تا اینکه پیشنهادی از باند دخترفروشان مسیرش را عوض میکند...
گرگی که مأمور شکار من بود، از سوی خانوادهام فرستاده شد. آنها نمیخواستند شکارچی دیگری به سراغم بیاید، پس اختیارش را دادند تا هر بلایی خواست بر سرم بیاورد، فقط به شرط بازگرداندنم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " سایت رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.