خلاصه کتاب
اوینا در مسیر کشف حقیقت مرگ خواهرش، متوجه میشود که مادرش، اپینا، چیزهایی را میداند اما از گفتنشان خودداری میکند. حال بد اپینا، سفر به کردستان، و آشنایی با پسری که گذشتهای مشترک با خواهرش دارد، همه اوینا را به سمت واقعیتی میبرند که از تصورش فراتر است.