
با تعجب چشماشو باز کرد به مرده نمیومد اهل این چیزا باش جسم بزرگ و سنگینی کنارش روی صندلی نشست بهتر بود بگه خودشو ول کرد روش ضربان قلبش سرعت گرفت
پیرزن اروم و مودب خودشو جلو کشید + اینجا جای کسی آقا حتما شماره بلیت تونو اشتباه چک کردید
مرد بی حوصله گوشه ابروشو خاروند
_ جاشو با من عوض کرد نگاه دایان مات خون رو مچش شد
خیلی خفیف بود ولی واسه آدمی مثل اون که تموم این سالا با خون سروکار داشته دیدنش آسون بود
رنگش بدتر از قبل پرید پیرزن با تعجب نگاش کرد
+ولی ساک شو اینجا جا گذاشت
یعنی بدون اینکه وسایل شو ببره جاشو با شما عوض کرد؟ مرد لبای گوشتی شو خیس کرد








